بعد از پیام تبریک تولدی که از بیمه رازی گرفتم بانک مسکن هم با جمله بندی بسیار زیبایی پیام تبریک فرستاد اما هیچکدام از اعضای پنج نفره خانوادهام تا این لحظه تبریک نگفت. البته یکی از خانم های انجمن در رابطه با موضوعی که قصد مشورت داشت پیام فرستاد و حال و احوالی پرسید و خبر خوشی داد که از کادو و تبریک تولد برای من ارزشمندتر بود. قرار شد در اولین فرصت ممکن حضوری در باره اش صحبت کنیم. نزدیک ظهر گرسنه ام شد . ترجیح دادم در این هوای گرم و دلمرده نان و ماست بخورم و بعد کمی بخوابم چون دیشب خیلی بد خوابیدم. سرم را روی بالش گذاشته بودم و پلکهام حسابی سنگین شده بود که تلفن زنگ زد. یک خانم جوان با لحن بسیار دخترخاله ای گفت مهرابجان من دهقان هستم از پشتیبانی خریدهای اینترنتی! تا گفت هر ساله قرعه کشی میکنیم و شما برنده شدید، پرسیدم چیه، بوئینگ؟ متعجبانه پرسید؟ جانم؟ گفتم چه چیزی برنده شدم هواپیمای بوئینگ؟ مثل یک افعی خشمگین خودش را برای ضربه نهایی طعمه جمع و جور کرد و گفت یک عدد گوشی a22.... چاخان هایش را قطع کردم و گفتم هدیه را بخشیدم به شما! بلافاصله قطع کرد ولی موفق شد خواب از سرم بپراند.
برای آدمی که چشم به راه است هر چیزی نویدبخش میشود، چه زنگ در خانه باشد چه پیامک. صبح میانه خواب و بیداری صدای پیامک به گوشم رسید. مطمئن نبودم واقعی است یا که خواب دیدم. کمی داخل رختخواب این پهلو آن پهلو کردم. آخرش طاقت نیاوردم. دست دراز کردم گوشی را برداشتم. نوشته بود« مهراب عزیز تولدت مبارک. بیمه رازی همیشه در کنار شماست»! نمیتوانستم خوشحال نباشم. لااقل در این قحط دوستی ها و فامیلی ها میتوان با همین تبلیغ های بازاری دلخوش بود و حسرت به دل نماند.